تبلیغات
شعر امروزایران - داستان امروز ایران- آریا معصومی - وای از این همه صدا / اکبر اکسیر / روزنامه اطلاعات
تاریخ : پنجشنبه 8 آذر 1397 | 10:02 ق.ظ | نویسنده : آریا معصومی
 

معرفی مجموعه شعر «راویان مویه های زاگرس»/محمد افندیده، محمد نیازی،آریا معصومی/فصل پنجم


شعر جوان امروز، شعر فرهیختگان جوان است. شعر دردآشنا و دردمند که از لودگی و بی خیالی به دور است. شعری متعهد که به سرزمین پدری و آوازهای زخمی تبار خود می پردازد. شاعران مناطق محروم را می گویم. شاعرانی که مثل گلهای صحرایی بر سنگ و صخره روئیده اند. نه دست نوازشی بر سر داشته اند، نه حمایتی و نوازشی دیده اند.
آنها یک تنه کار رسانه‌های بزرگ را انجام داده اند. هر یک با ذهنی سرشار از معرفت و احساس دردهای مردم خود را سروده اند. هرگز وقتی برای جوانی خود نگذاشته اند. شادمانی اندوه در سطر سطر شعرهایشان موج می زند. شعرهایی که چند برابر سن و سال این راویان تلخ اندیش است. آنها فدائیان ایل خود بوده اند. جای مادران گریسته اند، جای پدران کار کرده اند و جنگیده اند و روزی هزار بار شهید شده اند. تکریم این شاعران، نه کار جشنواره‌ها، بل کار نهادهای فرهنگی است که با چاپ کتاب‌ها و معرفی بهینه آنها ، سراسر ایران را با نوع شعر و زبان و احساس آنها آشنا کند. شاعران مناطق محروم، از غرب تا جنوب از جنوب تا مشرق ایران ادامه دارد که باید برای معرفی آنها سنگ تمام گذاشت.
«راویان مویه‌های زاگرس»، مجموعه شعر سه جوان است که در جشنواره‌های مختلف به کسب جوائز شعر جوان نائل آمده است. این مجموعه به همت محمد افندیده در انتشارات فصل پنجم به چاپ رسیده و حاوی شعرهای خود او، محمد نیازی و آریا معصومی است. منطقه زاگرس، با این مجموعه، شعر جوان خود را معرفی کرده است.
محمد افندیده، شعرهای خود را تحت عنوان «سرفه‌های مرزی»، محمد نیازی با عنوان «خان برنو» و آریا معصومی با نام «بلوط راوی» به چاپ رسانده اند. شعر زاگرس، شعر لاله‌های واژگون سرشار از حدیث سنگ و تفنگ و آه مادران شهیدان و دردهای مردم کهنسالی است که به قدمت درختان بلوط تاریخ دارند. این مجموعه با تمام کم سن و سالی، نمودار شعر جوان زاگرس است. شعری مقاوم، حماسی و پراحساس٫
افندیده با این مجموعه، سه قطره از خون گرم شاعران منطقه را در رگ شعر امروز ایران جاری ساخته تا ثابت کند که بدون حمایت مسئولین در مناطق محروم هم می توان ریشه در سنگ داشت و روئید. سپاس از فصل پنجم که با انتشار این مجموعه، حق خود را در معرفی شعر جوان ادا نموده است. به بخشی از شعر شماره ۴ محمد افندیده توجه فرمائید:
* پزشک می گفت: با دیدن عکس‌های رادیولوژی قلبتر یاد فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی می افتمر اما ترس من از چیز دیگری استر شب‌ها احساس می کنمر کارگران معدنر از گوش‌هایم وارد می شوندر و تا صبح در سرم صدای کلنگ‌هاشان که بالا می رودر بی صدا و پائینر وای از این همه صدا که سرسام می آورد… خان برنو، نمونه شعرهای محمد نیازی را در بردارد. بلوط ، برنو، گلوله، صدای کل زدن‌ها، فقر، مرگ، کوچ، صدای قطار … کلمات پر کاربرد این شعرهاست. نیازی در ترسیم طبیعت اطراف و آداب و رسوم زادگاهی تواناست. او مرثیه گوی ایل باستانی انسان معاصر است:
* خواهرم پدر را به یاد نداردر به هر پلاک فلزی می‌گوید بابار پدر برای من امار پوتین‌های رسیده اش بودر که زمستان را از سوراخ جوراب‌هایم بیرون
نمی‌کردر ترس‌های مادرم را از دلشر این خانه بیشتر به تپه زغال سنگ شبیه استر که با زمستان تبانی کرده باشد …
بلوط،راوی نمونه شعرهای آریا معصومی است که مثل دو شاعر دیگر از زخم و درد و جنگ گزارش تازه ای داده است با بریده ای از شعر معصومی. ذکر این نکته ضروری است که شاعران جوان زاگرس، آنقدر در اندوه قبیله فرو رفته اند که در اول جوانی به صخره و سنگ بدل شده اند. احساس لطیف و روح نوجوی این شاعران، پا به پای درختان بلوط، باید خود را نشان بدهد. این همه حسرت و این همه داغ، شعر بچه‌های زاگرس را دلپذیرتر کرده است:
* سربازانی که از جنگ برنمی گردندر نمرده‌اند!
ر شبیه مردانی که بعد از دیدن تور دیگر کسی آنها را نمی‌بیندر از جنگ پوکه فشنگ‌هایی می ماندر که نیمی از آنها رفته اندر از زیبایی تو هزار ته سیگار…
برای آقای افندیده و نیازی و معصومی، موفقیت روزافزون آرزومندم. امید است که بپایند و بپویند و راویان صادق کرانه زاگرس باشند.



  • قیمت دلار | تبادل اطلاعات | پرشین بلاگ